تبليغاتX
شعر ساغر شفیعی -
شعر / وقتی باران پیانو می زند ,1381 روزگار. حالا نام دیگری دارم1384 اینه ی جنوب
================================================================================================

تو را از قاب عکست صدا می زنم

می نشانم روی صندلی

چای می ریزم

 

لبخند می زنی

 

حالا فرصت زیادی هست

که هورت نکشی چای داغت را

که فنجان را نیمه پر  و

عاشقانه هایمان را نیمه کاره

                                      رها نکنی

مثل مراسم چای ژاپنی

با ظرافت مقابلت می نشینم

سر صبر

به لبت نزدیک می کنم

به لب داغ فنجان

                     لبخند می زنی

" ریخت روی لباست!

دست از این لبخند بردار "

 

بر نمی داری

 

برت می دارم

دوباره روی تاقچه بگذارم

به حماقتم

لبخند می زنی...

+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم مهر 1385ساعت 11:13  توسط ساغر شفیعی   |